تبليغاتX
عصر نو


 

آخر چه كار داري با آسمان آبي بانوي من تو وقتي درياي غرق آبي

 با موي لخت و تيره چشم خمار و خيره تلفيقي از دو چيزي آبادي و خرابي

 مثل شرابها نه بانوي من تو در من سرگيجه هاي بعد از نوشيدن شرابي

 آنروزها چه بودي اين روزها چه هستي آنروزها درختي اين روزها طنابي

هر شب به خواب دارم مي بينمت تو اما يك شب نمي تواني با ياد من بخوابي

با ياد تو چه زيباست در دور دستهايش تنگ غروب دريا تلفيق زرد و آبي ..

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 5:14 بعد از ظهر  توسط mbm |